سازماندهی 2

سازماندهی 2

سازماندهی 2


در مقاله قبل به مقدمه ای از سازماندهی اشاره شد حال به ادامه متن پرداخته خواهد شد.

تفكیک عمودی:

به عمق ساختار دلالت دارد و افزایش این نوع تفكیک، تعداد سطوح سلسله مراتب را افزایش می‌دهد. سلسله مراتب زیـاد، فاصلــه بــیــن مدیریت عالی با عملیات واقعی و همچنین تحریف ارتباطات را افزایش می‌دهد و هماهنگی بین تصمیمات پرسنل مدیریتی و نظارت بر عملیات را برای مدیریت عالی مشكل می‌سازد. تفكیک افقی و عمودی وابسته به هم هستند، افزایش تخصص گرایی وظایف هماهنگی را افزایش می‌دهد و افزایش نیاز به هماهنگی موجب تفكیک عمودی می‌شود.

تفكیک افقی:

به درجه‌ای از تفكیک بین واحد‌ها براساس افراد، كاری كه انجام می‌دهند و تحصیلات و آموزشی كه دارند، دلالت می‌كند. وقتی سازمان به دانش و مهارت‌های تخصصی زیادی نیاز دارد، پیچیدگی افزایش می‌یابد، ارتباطات بین افراد مشكل شده و هماهنگی مشكل‌تر می‌شود. تخصصی كردن مشاغل این معضل را شدت می‌بخشد. دو نوع شناخته شده تفكیک افقی، تخصص گرایی و تقسیم سازمان به بخش‌های مختلف است كه افزایش هر كدام موجب افزایش پیچیدگی می‌شود.

تفكیک جغرافیایی:

با وجود مكان‌های مختلف در نواحی جغرافیایی مختلف، پیچیدگی افزایش می‌یابد. تفكیک جغرافیایی به پراكندگی ادارات، كارخانه‌‌ها و كاركنان سازمان در مناطق جغرافیایی مختلف اشاره دارد. تفكیک جغرافیایی، تفكیک افقی و عمودی را گسترش می‌دهد. یک سازمان وقتی واحد تولید و بازاریابی را از هم تفكیک می‌كند، ممكن است این واحد بازاریابی در چند ناحیه جغرافیایی فعالیت كند كه ‌موجب پیچیده‌‌تر شدن سازمان می‌شود.

رسمیت:

رسمیت اندازه‌ای از مكتوب بودن، مقررات، قوانین، رویه‌‌ها، توصیه‌‌های آموزشی و ارتباطات در سازمان است بجـای اینكــه شفاهــی بــاشد. رسمیت به درجه استاندارد بودن كار‌ها در سازمان اشاره دارد. اگر رسمیت زیاد باشد، متصدی شغل اختیار كمی برای چگونگی انجام كار دارد. رسمیت ممكن است بصورت صریح و روشن بیان شود یا اینكه ضمنی باشد یعنی آن هم می‌تواند بصورت مكتوب باشد و هم اینكه شامل ادراک كاركنان از مقررات نیز باشد ولی نوع مكتوب آن مورد تأكید سازمان است. مشاغل ساده و تكراری و یكنواخت درجه بالایی از رسمیت را بالقوه پذیرا هستند، در مقابل مشاغلی كه به مهارت‌های چندگانه نیاز دارند رسمیت كمی دارند.

مطالعه مقاله  حقوق صاحبان سهام

تمرکز:

تمركز به درجه خشكی در تصمیم‌گیری و ارزیابی فعالیت‌ها بصورت متمركز و بــه درجـه‌ای از متمركز بودن تصمیمات در یک نقطه از سازمان اشاره دارد . تمــركز به توزیع اختیار در سازمان برمی گردد و تعیین می‌كند كه چه كسی حق تصمــیم‌گیری دارد. اختــیار یک حق ذاتی در پست‌‌های مدیریتی است كه بر مبنای آن می‌توانند دستوراتی را صادر كنند و انتظار دارند دستورات صادره اطاعت شود. تمركز با تفویض اختیار رابطه معكوسی دارد. اگر تفویضی اختیار بیشتری صورت گیرد حالت مقابل تمركز، یعنی عدم تمركز رخ می‌دهد. در اینصورت نقطه تصمیم‌گیری در سطوح پائین سازمان است.

نکاتی در خصوص تمرکز و عدم تمرکز

مدیران در هر سطح سازمانی، تصمیاتی را اتخاذ می‌كنند. گرفتن تصمیمات احتیاج به گردآوری اطلاعات دارد. از آنجا كه توانایی مدیر در جمع‌آوری و پردازش اطلاعات محدود است و ممكن است اطلاعات بیشتر از حد، مدیر را سر در گم كند، یكسری از تصمیات باید توسط دیگران گرفته شود، اینجاست كه نقطه تصمیم‌گیری در سازمان بجای یک فرد یا یک واحد یا یک سطح، در كل سازمان پرداكنده می‌شود و عدم تمركز ایجاد می‌شود.

عدم تمركز می‌تواند دقت در تصمیم‌‌گیری را افزایش دهد، چون جزئیات بیشتری قابل بررسی است و هر چه تصمیم‌گیری به محل وقوع مشكل نزدیکتر باشد بهتر و اثربخش‌تر است. مشاركت در تصمیم‌گیری را برای افراد فراهم می‌سازد و می‌تواند بصورت عامل انگیزش مطرح شود. عدم تمركـز موجب تقویــت تــوان تصمیم‌‌گیری مدیران سطوح پائین‌تر می‌شود ولی باید اذعان كرد كه خوبی یا بدی عدم تمركز بستگی به موقعیت دارد و وجود تمركز یا عدم تمركز و درجه آن را عوامل اقتضایی تعیین می‌كند.

اهداف و راهبرد‌ها (استراتژی ها)

اهداف و راهبرد‌ها (استراتژی ها)

اهداف و راهبرد‌ها (استراتژی ها):

استراتژی می‌تواند به عنوان فرآیند تعیین اهداف بنیادی بلندمدت، اتخاذ شیوه كار و تخصیص منابع لازم برای تحقق این اهداف تعریف شود. استراتژی به معنای اعمالی است كه سازمان برای پاسخ یا پیش‌بینی تغییرات محیط خارجی طراحی می‌كند. نخستین بار پذیرش اهداف و استراتژی به عنوان عوامل تعیین كننده ساختار سازمانی در مفروضات اقتصاد كلاسیک مطرح گردید. به اعتقاد پیتر دراكر، ساختار وسیله‌ای است برای حصول اهداف بلندمدت و كوتاه مدت سازمان، از این رو هر نوع بحث و بررسی پیرامون ساختار باید با اهداف و استراتژی آغاز گردد.

مطالعه مقاله  مقدمه ای بر روش مونت کارلو

محیط:

محیط به معنای عوامل خارج از سازمان است كه اثربخشی عملیات روزمره و رشد بلندمدت سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و سازمان كنترل كمی روی آن‌‌ها دارد و یا اصلاً آن عوامل قابل كنترل بوسیله سازمان نیستند. در یک تقسیم‌بندی محیط را به محیط عمومی و اختصاصی تقسیم می‌كنند.

محیط عمومی:

همه موقعیت‌ها و شرایطی را در بر می‌گیرد که بر سازمان تاثیرگذار بوده ولی نحوه تاثیرگذاری و ارتباط آن با سازمان مشخص نمی‌باشد.

محیط اختصاصی:

بر بخشی از محیط سازمان دلالت دارد که به طور مستقیم با سازمان مرتبط است. محیط اختصاصی هر سازمان برای آن سازمان منحصر بفرد است و معمولا با تغییر شرایط سازمان تغییر می‌کند.

ساختار مکانیکی و ساختار ارگانیک

ساختار مکانیکی/ ماشینی برای انجام فعالیت‌های تکراری مناسب بوده معمولا در قالب رفتار‌های برنامه‌ریزی شده عمل می‌کنند. از این رو در واکنش به مسائل پیش‌بینی نشده، کند عمل می‌کنند. مشخصه‌‌های اصلی این گونه ساختار‌ها عبارتند از: تمرکزگرایی، پیچیدگی و رسمیت زیاد.

ساختار ارگانیک/ زیستی

ساختار ارگانیک/ زیستی نسبتا منعطف و انطباق پذیر بوده، بسیار تحت نفوذ مهرات و خبرگی قرار دارند و بر روابط افقی و تبادل اطلاعات (نه صدور دستورات) تاکید می‌کنند. از این رو در برابر مسائل پیش‌بینی نشده، سریعتر و موثرترند.

به طور کلی ساختار‌های مکانیکی برای محیط‌های با ثبات و مطمئن و ساختار‌های ارگانیک برای محیط‌های متلاطم و پویا مناسب است.

اندازه:

اندازه یكی از عوامل اثرگذار روی ساختار سازمان و فرآیند‌های آن است. در مورد رابطه بین اندازه و ساختار نظرات متفاوتی ارائه شده است و عده‌ای آن را از علل ساختار و بعضی نتیجه ساختار می‌دانند. ولی آنچه مسلم است اندازه یكی از عوامل اثرگذار بر ساختار در كنار سایر عوامل می‌باشد. با افزایش اندازه سازمان احتمالاً سطوح افقی یا عمودی سلسله مراتب سازمانی افزایش می‌باشد و بر مراتب پیچیدگی سازمانی افزوده می‌شود.

مطالعه مقاله  استراتژی اقیانوس آبی

فناوری:

تكنولوژی به اطلاعات، تجهیزات، فنون و فرآیند‌های لازم برای تبدیل نهاده‌‌ها به ستاده‌‌ها اطلاق می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد كه تكنولوژی روی پرسنل سازمــان، وظـایف، طراحی سیستم‌‌های كنترل، هزینه‌‌ها و دستمزد‌ها، تفكیک مدیریت از مالكیت، حیطه نظارت مدیران و ساختار سازمان بطور كلی تأثیر دارد. مطالعــات متعددی در رابطـه با تأثیر تكنولوژی بر ساختار صورت گرفته است كه می‌توان به تحقیقات وودوارد در اواســـط دهــه 1960، چارلز پرو و مطالعات تامسون اشاره كرد.

فناوری

فناوری

قدرت- كنترل:

تاكنون به استراتژی، اندازه، تكنولوژی و محیط به عنوان عوامل تعیین كننده مستقل ساختار سازمانی اشاره شد اما آنچه كه مسلم است، هیچكدام از این متغیر‌های اقتضایی، بطور كامل تعیین‌كننده ساختار نیستند. هر كدام از آن‌‌ها در تشریح بخشی از ساختار، نقش دارند. در بهترین شرایط، این عوامل چهارگانه فقط پنجاه تا شصت درصد تغییر پذیری در ساختار را تشریح می‌كنند.

دیدگاه قدرت كنترل مطرح می‌كند كه قدرت و می‌تواند آنچه را كه مبهم مانده به نحوی شایسته تبیین و تشریح نماید. براساس این دیدگاه در هر زمان ساختار یک سازمان تا حد زیادی نتیجه اقدامات صاحبان قدرت آن سازمان در انتخاب ساختاری است كه می‌خواهند به مدد آن كنترل خود را حداكثر سازند. کمیابی منابع، عدم اطمینان و حساس بودن سه فاکتور مهم كنترل در اعمال قدرت در سازمان می‌باشند.

به منظور کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه مقاله رسالت سازمانی را به شما عزیزان پیشنهاد می نماییم.

جهت بهره مندی از تمامی خدمات طرح توجیهی با شماره 09371639243 تماس بگیرید.

مقالات مالی و اقتصادی

استراتژیاقتصاداقتصاد داده محورامکان سنجیتحلیل دادهداده کاویسرمایه گذاریطرح کسب و کار

Pid__irAuthor posts

پیشگامان توسعه بینهایت با بیش از چند دهه تجربه، متخصص در ارائه انواع طرح های توجیهی فنی- اقتصادی (امکان سنجی) با استفاده از بروز ترین نرم افزار های داده کاوی و بر پایه اقتصاد داده محور و تحلیل داده های کلان، آماده هوشمند سازی و تحلیل کسب و کارهای شما عزیزان می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

×

Hello!

Click one of our contacts below to chat on WhatsApp

×